وقتی این آهنگ رو می شنوم،یه حسی در من زنده میشه
انگار وصل میشم به گذشته
دور،خیلی خیلی دور
شاید به عالم زر،به اونجایی که روح در کالبدمون دمیده شد.
وقتی بهش گوش میدم،چوپانی رو تصور میکنم که در تاریکی شب
بعد از اینکه گوسفندانش رو به آغل رسونده
زیر نور ماه،در حالی که به درخت بزرگی تکیه زده
دم ِ گرم ِ نای و نی ِش رو به گوش کل کائنات می رسونه
دوست دارم فکر کنم چوپان تنها
روزی عاشق یه دختر کولی شده
نه کولی اهل موندن بوده
و نه چوپان اهل رفتن
و حالا قصه ی عشقشون ،
هر شب،
توی دهکده می پیچه.
+داشتم درس میخوندم،گفتم آهنگ ملایمی گوش بدم
دیگه دو روز بود بهش فکر میکردم،نتونستم جلوی خودمو بگیرم و نوشتم
+به شما هم حس خاصی رو القا میکنه؟
+عنوان مطلب از سعدی جانم
+چوپان تنها(the lonely shepherd) اثر گئورگ زمفیر
پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی...
ما را در سایت پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی دنبال میکنید
برچسب: بی حسرت از جهان نرود هیچ,بي حسرت از جهان,بی حسرت از, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 8:35