تو را چه غم که شب ما دراز می گذرد/که روزگار تو در خواب ناز می گذرد

خرید بک لینک

تا همین یک دقیقه ی قبل نمیدونستم چرا خوابم نمیبره

همین الان کاشف ب عمل اومد که بعدازظهری فک کنم از ساعت ۴ تا ساعت ۶ خوابیدم

-از دانشگاه برگشته بودم-

تو این هفته سه بار رفتم دانشگاه

کار پروپوزالم اگه خدا بخواد داره جور میشه

توی مسیر فقط چشمامو میدوختم به کوههای سبز مه آلود

که هنوز برگای درختاش جلوی زرد شدن مقاومت کردن.

این هفته هوا سرد و بارونی گذشت ...

یه قسمت جاده منو درست یاد سال پیش ،همین موقع ها انداخت

جاده نشست کرده بود و ترک خورده بود،درستش کردن

دو هفته بعد دوباره تکرار شد

این بار زمان بیشتری طول کشید تا درستش کنن

از کنارش که رد شدیم متوجه شدم رد اون ترک ها روی جاده مونده

مث ترک هایی که رو قلب منه...

سال پیش همین روزا نوشتم مهر داره از دل پاییز میره،مهر تو از دلم ...

یه چیزی هم هست به اسم بی تفاوتی

اونایی که نمیتونن متنفر بشن ،کم کم بی تفاوت میشن

یادم میفته،دلم میگیره،دلم میلرزه.... تهش بی تفاوتی ه،دارم یاد میگیرم


خدایا نگاه مهربونت رو عاشقم

نگیر از من


+پ.ن:اومدم مطلب رو ارسال کنم که مادرجان سررسید که تو هنوز بیداری؟!

+یه چیزی هم الان یادم افتاد:آیا سادات بودن مادر کسی حمل بر مذهبی بودن شخص میباشد؟!

دیگه دقیق نشدم ولی اگه استدلالش این بود که خیلی باریک الله

+عنوان مطلب از صائب تبریزی

پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی...

ما را در سایت پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی دنبال می‌کنید

برچسب: تو را چه سود فخر به فلک,تو را چه سود شاملو,تو را چه حاجت نشانه من,تو را چه بنامم,تو را چه سود,تو را چه می شود,تو را چه سود فخر,تو را چه شده است,تو را چه بخوانم,تو را چه حاجت, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 1:18

صفحه بندی