کاش میشد الان
توی خوابگاه باشیم
تو اتاق شش نفره مون
دور هم نشسته باشیم،
جلوی هر کدوممون لیوان چای
محو حرف و خنده
یه دفعه رعنا بلند بشه کتاب حافظ رو بیاره
بگیره سمت من و بگه برامون فال بگیر
حافظ باهات رفیقه،جوابتو میده
با یه لبخند کتابو بگیرم و بگم حالا اگه این بار جوابمو نداد چی!
پس زود باش نیت کن ...
شعرش رو براش بخونم
بعد بقیه بگن برا همه مون باید فال بگیری
بعد دونه دونه فال بگیرم،راجع ب شعرها حرف بزنیم
بعد بخندیم
بخندیم
اون قدر بخندیم که انگار هیچ غمی کنج دلمون نیست
ک انگار تا آخر دنیا هیچ غمی سراغمون نمیاد
دلم تنگ شد
برای لحظه ای که هیچ وقت برنمیگرده ...
+فرصت شمار صحبت،کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر،نتوان به هم رسیدن
حافظ
+دلتنگی بده یا خوب ؟
+یادم نمیاد آخرین بار کی حافظ گرفتم دستم ...
یه چیزایی دل و دماغ میخواد ...
+عنوان مطلب از مرحوم حسین منزوی
پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی...
ما را در سایت پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی دنبال میکنید
برچسب: دل را قرار نیست,دل را قرار بخشد, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 10:46