من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست/صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم

خرید بک لینک

بدون شک کامنت تبریک تولدم از طرف دوست عزیز وبلاگیم

جیزس و همینطور کامنت امشب شملیا ی عزیزم که کلی دنبالم گشته و پیدام کرده

دلیل اصلی بازگشت من و نوشتنم بود

دختری که الان ، در ساعت ۲:۱۰ بامداد دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ داره وبلاگشو آپ میکنه با دختری که سال پیش در چنین زمان و مکانی بوده خیلی فرق میکنه

حتا اون دختر یه ماه پیش هم نیست

سال پیش ، توی همچین روزایی درگیر امتحاناتم بودم

ماه رمضون بود.موقع سحری پختن بغض میکردم

موقع سحری خوردن بغض میکردم

با بارون بهار و برنامه ماه عسل و غروب آفتاب و قنوت نماز و افطاری خوردن بغض میکردم

شب که تنها میشدم و چشمی دنبال چشمم نبود اشک میشدم و بارون چشمام میبارید

اما هیچ بارونی آتیش قلبمو خاموش نکرد

حتا شب قدر و دعای جوشن کبیر و ختم قرآن و ختم چله و محرم و ...

من آرومم

همه ی اون مرحله های سخت گذشت

و اون فکرهای کشنده تموم شد

فقط یه چیزی ته قلبم باقی مونده که ارزشمنده

خوشحالم ... و بابت همه چیز شکرگزار

سعی میکنم با آرامش تقدیرم رو بپذیرم و حوصله کنم تا خدا حکمت کارهاشو نشونم بده

+ ماهتون عسل

+ حاجاتتون روا

+خیلی التماس دعا

+عنوان مطلب از حافظ جان

پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی...

ما را در سایت پاییز شده بهار من،بد کردی / صیدم نشدی شکار من ،بد کردی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 6:31

صفحه بندی