
این قصه هم به سر رسید ...شاید وقتی دیگر،شاید همین جاشاید جایی دیگردر پناه خدای مهربانی ها سلامت و شاد باشیدبدرود جودی آبوت(رهگذر) +شعر عنوان مطلب از شهریار جان...
ادامه مطلب
شادی یک حس درونی ست و من طبق تصمیمی که با پیشنهاد دوستم شبنم جان گرفتم قراره دنبال همین کلمه ی چهار حرفی باشم نمیدونم چند روز ولی فعلا دارم شروع میکنم تا ببینم تو این مدت چقدر تغییرات ایجاد میشه از امروز ۲۵ ام آذر ۹۶ پیش بسوی شادی ^_^ +شاد زی با سیاه چشمان شاد،که جهان نیست جز فسانه و باد xa0(رودکی) +عنوان مطلب از مولوی...
ادامه مطلب
روز اول گذشت دارم تمرین میکنم که برسم به این باور که: (شاد بودن سخت نیست) امروز رفتم دیدن شهره شبنم هم به جمعمون اضافه شد ساعتی به خنده و صحبت گذشت خبر خوب امروز: اعظم جان از بهمن ماه مقطع ارشد رو در دانشگاه گیلان شروع میکنه. + شاد باشید :)...
ادامه مطلب
روز دوم: خوب بود روزم با پست اینستاگرامی خانم آبیار شروع شد یه ویدئو از مدرسه ابتدایی دخترانه که باموسیقی "دوست دارم زندگی رو " از سیروان خسروی ورزش میکردن این آهنگ رو بسیار دوست دارم و کلی انرژی بهم میده کلی شاد شدم آهنگ رو هم جهت شادی مضاعف قرار بود بریزم رو گوشی که یادم رفت! فردا حتما اینکارو میکنم سر شب هم دایی و زندایی اومدن خونه،تا کلاس زبان پسرداییم تموم بشه.چون کلاسشون نزدیک خونه ماست و هوا تاریک میشه خودشون رسونده بودنش در کل بنظرم یک جور حالت مراقبه برام ایجاد شده تا میخوام به یه چیز...
ادامه مطلب
غروبی تا از شهره و شبنم جدا شم و بیام خونه قشنگ هوا تاریک شده بود سرد بود و سوز میزد همینطور ک توو خیابون میومدم،نزدیک مرغ فروشی ،یکی از عرض پیاده رو رد شد و رفت داخل مغازه امتداد مسیرش رو ک نگاه کردم ،تنم یخ کرد بی اختیار وایستادم،دستمو گرفتم جلوی دهنم و جیغ کوتاهی کشیدم نمیدونستم چیکار کنم یه سگ تو پیاده رو کنار درختا بود و پشتش به من بود و داشت آشغال گوشت هایی که حتما همون آقا براش ریخته بود میخورد ب خودم گفتم اگه بیاد سمتم میرم داخل مغازه همه اینا خیلی زود اتفاق افتاد و وقتی که دیدم اون زبون...
ادامه مطلب
هر چند خیلی دیر ولی اومدم که لطف دوستان رادیوبلاگیها رو جبران کنم ممنون از رادیوبلاگیها بابت فال حافظ در روز حافظ: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن برگ نوا ت...
ادامه مطلب
این چند روزه یه سری به بیان زدم تصمیم گرفتم پست های عقب افتاده رو تا جایی که میرسم بخونم و تا حد امکان نظراتم رو برای دوستانم بنویسم فعلا که تا حد کمی موفق بودم . . امکان جدیدی که بیان اضافه کرده خیلی خوبه میشه از پاسخ نظرات مطلع شد یه تشکر ویژه از ب...
ادامه مطلب
ساعت دور و بر ۹/۵ بود که یه صدای جیغی بلند شد خیلی ترسیدم و بلند گفتم: ای کوفت.بابا دلم ریخت،از دست این همسایه های بی ملاحظه! (یه چند تا همسایه ی پر سر و صدا داریم که بچه های بسیار شلوغی دارن که دیده شده نصف شب هم داد و بیداد میکنن) صدا ممتد داشت جیغ میکشید "مامان،مامان " که گفتم نه انگار جدی ه مامان رفت سمت پنجره پشتی،من رفتم تراس ،گفتم صدا ازینطرفه درست متوجه شده بودم،حالا اون صدا همینطور که ممت...
ادامه مطلب
خیلی حرف دارم ولی نمیدونم از کجا و چطور بنویسم سکوت هم میکنم بهم میریزم! توی اینستاگرام هم با اینکه اقوام و فامیل نیستن و فقط دوستان واقعی و مجازی هستن باز نمیشه نوشت ته تهش اینجاست که راحت میتونم حرف بزنم باز هم وبلاگه ک آدمو آروم میکنه و حریم امنی ه + ببخشید که بهتون سر نمیزنم بگم وقت ندارم دروغ...
ادامه مطلب
دلم گرفته گفتم دلیل نداره ولی نگفتم یه عالمه اتفاق،یه عالمه بغض ،اشکهای نریخته جمع میشه روی دل آدم و دل میگیره ! گفت میدونم برات مهمم گفتم کاش یه کمی هم من برات اهمیت داشتم گفت داری بخدا گفتم ندارم،که خودتو ازم قایم میکنی گفت پیگیر کارامم گفتم من نامحرمم؟ گفت نه ،اگه بدونی کمرت میشکنه! نگفتم یه چیز...
ادامه مطلب
بدون شک کامنت تبریک تولدم از طرف دوست عزیز وبلاگیم جیزس و همینطور کامنت امشب شملیاxa0ی عزیزم که کلی دنبالم گشته و پیدام کرده دلیل اصلی بازگشت من و نوشتنم بود دختری که الان ، در ساعت ۲:۱۰ بامداد دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ داره وبلاگشو آپ میکنه با دختری که سال پیش در چنین زمان و مکانی بوده خیلی فرق میکنه حت...
ادامه مطلب
انقدری چشم درد دارم که زده به دندونام و سرم نمیدونم این درد اول از چشمام شروع شد یا سرم! نور گوشی هم به شدت بدترش میکنه باید چشمامو با دستمال ببندم و بخوابم ولی دلم برای اینجا تنگ شد هوا چند روزه گرم شده پنجره ی اتاق رو باز کردم نسیم خنکی میاد توی ات...
ادامه مطلب
گاهی به این فکر می کنم ک بعضی دردها رو، توی دنیای بعدی که قراره دوباره این زندگیمون رو تکرار کنیم-و حقیقت اعمال رو ببینیم- هم نمیشه تحمل کرد خدایا پس چه صبری بهمون دادی؟! خدایا چند برابرش کن + من نمیتونم ببخشم.حتا اگه ببخشم،نمیتونم فراموشم کنم من بنده ی بد بد بد ... خدایا دارم به این فکر میکنم ک هد...
ادامه مطلب
دیروز برف باریدxa0 برای بار دوم در امسال و همچون تور سپید عروس ،شهر رو پوشوند هنوز برف ها آب نشدن... برای ما که هر ۳۶۵ روز سال ممکنه بارون ببینیم xa0دیدن برف همیشه ذوق داشته و داره یه جورایی بنظرم برف رمانتیک تره قشنگ تره اون سپیدی و پاکی برام مقدس ه مهربونتر نگاه میکنم،چون نگاه مهربون خدا رو احساس میکنم + دیالوگ من و بابا،همین الان بابا:جودی نمره ام نیومده؟ من: نمیدونم بابا: نگاه کن من: حوصله ندارم! +این حوصله ندارم،افتاده تو دهنم،هیچ وقتم حوصله ندارم! نذاشت پستمو بنویسم ! برم نمره شو نگاه کن...
ادامه مطلب
برررررف❄ خدا امسال خیلی دوستمون داشته بازم داره برف میباره دیگه فردا نفس رو میبرم بیرون دفعه پیش گفتم بمونه فردا و روز بعد دیگه برف نبارید مرسی خداجونم سه روزه رژیم خودسرانه میگیرم البته آنچنان رژیمی هم نیست کلا کم میخورمxa0 امروز به سفارش دوستم شیرخشک غنی شده گرفتم یه چیز خوب که انواع ویتامین داره و برای کسانی که رژیم میگیرن خوبه خلاصه خوردن همانا و گلاب ب روتون !!! به مامانم میگم بس که سوسولم !!! انقدر هم که قند و شکر نخوردم سردرد داشتم زیر چشمامم کمی سیاه شده چند روز دیگه دیدین نیستم ، شک نک...
ادامه مطلب
نبینم یه وقت تنهایی غصه بخوری ها غصه هاتو جمع کن بیار پیش خودم مگه من مُردم که تنها باشی از تموم دنیا هیچ کاری ام بلد نباشم غصه خوردنxa0ُ خوب بلدم + غصه ی غصه هاتم مال من ولی کاش بهم بگی ... +مامان میگه این ابر سفیدا که میان برف میارن نگاه کن ببین آسمون رو پوشوندن یا نه؟! آسمون دل آدمم گاهی پرِ ابر میشه بعد بارون میاد ...xa0 +شعر عنوان از مهرداد نصرتی...
ادامه مطلب
دوسش دارم،خیلی بشنویم :) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ...
ادامه مطلب
نمیدونم چرا انقدر تشویش دارم و بی تابم دیشب خواب دیدم ،xa0 آقایی که نمیشناختمش داشت میرفت کربلا من یه کمکی بهش رسوندم ی خانومی دعام کردxa0 تعبیرش خوب بود،خوشحال شدم ولی چرا الان دل آشوبم ؟! + خیلی فکر میکنم ، انقدر که از فکر کردن خسته میشم دلم یه خونه میخواد وسط جنگل که فضای بکر اونجا آرومم کنه یا یه خواب راحت کنار دریا که چشم ببندی و چشم واکنی صدای موج بپیچه تو گوشxa0ِت درد اینجاست که هم جنگل و هم دریا کنار گوشمه +روزای خوب هم میرسه ... + چه ستاره بارونی ه تو آسمون :) + روز مهندس مبارک xa0 ...
ادامه مطلب
خیلی خسته ام در حد دو سه ساعت افقی شدن ولی حتا خواب هم ب سراغم نمیاد دلم میخواست یکی بود مینشست جلوم با حرفاش منو به خودم می آورد از اونا ک میزارنت جلوی خودت نمیتونی خودتو تاب بیاری میزنی زیر گریه ازون گریه ها ک چشمای سرخت خیلی چیزا میگه... بعد تا یه هفته میرفتم تو خودم گم و گور میشدم xa0یا میتونستم خودمو پیدا کنم یا همونطوری باقی می موندم ی مدت میرم... اینطوری بهتره +قرار پنجشنبه هام سر جاشونه یاعلی...
ادامه مطلب
با وجود خستگی و اینکه از ساعت ده و نیم خوابم میومد تا الان بیدارم !!! :/ کسی راهکاری داره ؟ + نمیدونم بقیه چطور زود می خوابن!!!! +سر شب خوابیدن برام شده رویا ! + عنوان مطلب از زنده یاد پریش شهرضایی...
ادامه مطلب